آیا پیر می‌شویم؟

هر چیزی در دنیای واقعی چرخه عمری را طی می‌کند؛ این نمودار سه مرحله دارد اول جوانی و رشد، سپس مرحله ثبات و پایداری و درنهایت مرحله نزول و افت

حالا می‌خواهیم به این فرض برسیم که ما چگونه این نمودار را طی می‌کنیم و آیا نقطه‌ای وجود دارد که دیگر رشد ما تمام‌شده باشد و در مرحله نزول و پیری درجا بزنیم!

ولی خب پیش از آنکه به این فرض برسیم که آیا به‌جایی میرسیم که برای همیشه در پیری درجا می‌زنیم یا نه و قبل از اینکه این استدلال را در مورد خودمان به کار ببریم بهتر است مفهوم‌پردازی راجع به این صفت واضح انجام دهیم.

اگر دورهم جمع شده باشید از هر سنی !  دقت کنید از هر سنی عده‌ای فریاد برمیاورند که ما دیگر پیر شدیم و روزهای زندگی ما دیگر اضافی است.

حالا سؤال اینجاست که چرا دچار هم‌چین حسی می‌شویم

نقل‌قولی از نسیم طالب است که می‌گوید پیر شدن از جایی شروع می‌شود که شما در مورد آن شروع به حرف زدن می‌کنید

یعنی مثلاً ممکن است از بیست سالگی پیر شده باشید و بعد دوباره جوان شوید، دوباره پیر شوید و این چرخه را بارها تکرار کنید از یکجایی هم دیگر تکرار نکنید.

پیری بیشتر بستگی به این دارد آیا درجایی که هستید حس تعلق دارید یا نه

آیا حس می‌کنید نسبت به محیط اطراف طردشده‌اید؟ طردشدگی نشانی از پیر شدن است.

ولی آیا نقطه ای هست که برای همیشه پیر شوید؟ (مفهوم‌پردازی )

قاعدتاً شما افراد مسن زیادی را هم دیده‌اید که از ته دل حس جوانی می‌کنند.

پس پاسخ منفی است.

مفهوم پیری ازنظر من نقطه‌ای است که آنجایی که دوست داشتیم باشیم با آنجایی که هم‌اکنون هستیم آن‌قدر فاصله دارد که درنهایت هیچ اشتیاقی برای به حرکت درآوردن خودمان احساس نمی‌کنیم و منتظر می‌مانیم که زمان بگذرد تا دوباره حس تعلق خود را پیدا کنیم و البته زمان هزینه زیادی از ما میگیرد هزینه ای که کمترینش فرسودگی ذهنی و روحی ماست.

برای رهایی از حس پیری لازم است مهاجرت کنیم البته نه به مفهوم مهاجرت به یک کشور یا شهر دیگری به مفهوم ساختن شرایط جدیدی که نسبت به آن حس تعلق می‌کنیم به قول شفیعی کدکنی به این گونه است “دل‌افسردگی از میان برخیزد

و از همین اقدامات کوچک است که شور به زندگی برمیگردد و دیگر زمانی وجود ندارد که گذرش حس شود.

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.