در چند پست قبل اشاره کردم که با استفاده از طراحی بهتر میتوانیم اطرافمان را کلمه نقاشی کنیم

احتمالا همان موقع برایتان سوال پیش آمده که  کلمه نقاشی به چه معناست ؟

و چه فایده ای دارد که چنین مهارتی را یاد بگیریم؟

در این روزهای تابستانی هنگامی که کنار دوستانتان جمع می‌شوید و می‌خواهید سر صحبت را باز کنید؛ احتمالا اولین کلامی که به ذهنتان می‌رسد، این است:

چه هوای گرمی!

اما هوا چقدر گرم است ؟

 

خوب میدانید که میزان گرمایی که من و شما را به این جمله برساند با یکدیگر متفاوت است،

مثلا  کسی که در شیراز زندگی کرده، در دمای سی پنج درجه به این حس میرسد

اما کسی که در کوهپایه‌های سنندج زندگی میکند در درمای سی درجه گرمای هوا ذوبش می‌کند.

حالا فرض کنید بگویم هوا آنقدر گرم است که اگر تخم مرغی را روی ماهیتابه بگذاریم بدون روغن سرخ می‌شود.

حالا برای شما تصویری ایجاد کردم و شما مفهومی از گرما را در ذهن خود ساخته‌اید که هر جا بدنیا آمده باشید، با تقریب خوبی و با توجه به گرمای تخم مرغ در حال سرخ شدن؛ می‌توانید میزان گرمای هوای تهران را متوجه شوید.

 

پس با استفاده از کلمه نقاشی محیط اطرافتان را با نگاه دقیق‌تری می‌بینید و به اطرافیان هم این امکان را می‌دهید که از محیطی که شما تجربه‌اش کرده‌اید تصویری داشته باشند.

بنابراین دیگر دگرگونی‌های اطرافتان به عنوان حوادث یکنواخت و بی‌مفهوم پیش چشمتان نمی‌آید و پس از آن پیرامون شما ارزش لحظه‌ها نگاه تحسین آمیز را خواهد داشت.

 

اما ابزار این مهارت چیست؟

 

ابزار کلمه نقاشی همانطور که از اسمش پیداست کلمات هستند.

 

و یکی از بهترین و موثرترین راهها برای طراحی بهتر اطرافتان با کلمات، نوشتن روزانه و استفاده از قدرت تشبیه و استعاره است اینگونه کلمات چون رودهایی خروشان از پشت صد مغزتان فرار می‌کنند.

و پس از مدتی اطرافتان را متفاوت تر از همیشه می‌بینید.

 

در پایان چند نمونه از کلمه‌ نقاشی‌های دکتر شفیعی کدکنی { که عینک زیبای ایشان برای دیدن اطرافشان هست} را خدمتتان ارائه میدهم.

 

درخت های پسته در کنار راه

سکوت سبز خویش را به آب داده اند

 

ای چرخ کهنه کاه ریز

با ریسمان پر گره خویش

این خشک دشت را سیراب میکند

 

آن سو درخت تشنه لبی برگهاش را 

از تشنگی فشرده بهم کرده گوش ها

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *