می‌توانیم این سؤال را این‌گونه بپرسیم؛

فرض کنید در اتاقی من و نمونه‌ای از پانیذ رباتی حضور دارد و شما از هر دو می‌خواهید که نوشته‌ای را به شما تحویل بدهد که از طریق آن نوشته تشخیص بدهید که کدام‌یکی از دو طرف ربات هستند.

شما چه شاخص و معیاری برای نوشته رباتی تعیین می‌کنید ؟

اگر من جای شما باشم، حدود صد نمونه نوشته از دو طرف می‌گیرم وسعی می‌کنم اصالت انسانی را در نوشته‌های هردو پیدا کنم.

چرا از نوشتن استفاده می‌کنم ؟

چون هیچ‌چیزی مانند نوشتن نمی‌تواند شخصیت شمارا تصویر کند و بعد از صد نوشته تصویری مرکبی از من برای شخص قضاوت گر ساخته‌شده است.

حالا بازهم می‌توانید از من بپرسید که اصالت انسانی دیگر چیست و چه تعریف و شاخصی می‌خواهی برایش ارائه کنی؟

می‌خواهم برای بسط حرفم از قسمتی از داستان کتاب بازمانده روز استفاده کنم.

نظر آقای مارشال این است که تشخص امری است که انسان برحسب طبیعت آن یا حائز است یا حائزان نیست و اگر بر انسان به‌وضوح تمام صاحب چنین خصلتی نباشد، تلاش برای به دست آوردن آن همان‌قدر بیهوده است که زن زشتی بخواهد خودش را زیبا کند ولیکن من قویاً احساس می‌کنم، پیش‌خدمت‌های بزرگ که صاحب این خصلت هستند آن را به‌واسطه سالها جذب و هضم تجربه به دست آورده‌اند.

 به نظر من بزرگی و اصالت پیش‌خدمت ( شما بخوانید هر شخصی) به این است که بتواند نقش خودش را بازی کند و در این نقش باقی بماند و وقایع خارجی آن‌ها را از جا به درنبرد، هرقدر که این وقایع ناراحت‌کننده یا هولناک باشد.

بنابراین من اگر من صد نمونه نوشته ازدو طرف بگیرم، ربات سعی در آن دارد که آنچه هست را نفی کند و بنابراین دنبال تقلید از نمونه انسانی خودش میگردد تا بتواند قضاوتگر را گول بزند که من هم انسان هستم.

بنابراین تنها راهی که عدم اصالتش در آن جایگاه را پنهان کند؛ تقلید از تمام نمونه‌های انسانی و انتخاب بهترین‌ها در هر مورد است. ( در اینجا انواع مختلف نوشته مد نظر است) بنابراین راه هرگونه اشتباه را از راه تقلید بر خودش می‌بندد و از تمام نمونه ممکن اطراف خودش تقلید می‌کند. از طرفی نمی‌تواند نمونه جدیدی که تابه حال دیده نشده را بسازد که از هرگونه ظرافت و نقصی در نوشته‌هایش به دور باشد و خوب میدانید که این نمونه چقدر می‌تواند دچار مشکل باشد چون بهترین هر چیزی لزوماً یک بهترین کلی را نمی‌سازد و یک ناپیوستگی و یک زشتی واضح را حتما درونش میبینید.

اما از آن‌طرف انسان اصیل نوشته‌های اولش پر از ایراد است؛ چون حداقل به انسان بودن خودش باور دارد و اشتباه بودن و اشتباه نوشتنش اهمیت چندانی برایش ندارد؛ اما در نوشته هایش پیوستگی دیده می‌شود و به تدریج ظرافت چاشنی کارش می‌شود و در آخر و در نوشته صدم نوشته‌ای را می‌بینید که احتمالاً هیچ جا پیدا نکردید( من در مورد خوب یا بد بودنش از دیدگاه قضاوت گر نظری نمی‌دهم) چون مطمئنم هر انسانی ذهن منحصربه‌فرد خودش را دارد.

راستش نمیتوانم به صورت دقیق تقسیم بندی کنم که ما چقدر در زندگی مثل ربات عمل میکنیم یا همانند یک انسان اصیل رفتار میکنیم، چون اصالت انسانی یک طیف است که زندگی در طول گذرش به ما ظرفیت استفاده از این اصالت را میدهد و این انتخاب ماست که از آن استفاده کنیم یا دست به تقلید کورکورانه و خودخواهانه بزنیم.

حالا به نظر شما ما چقدر در زندگیمان ربات هستیم؟ 

اگر دوست داشتید مطلب سری به مطلب زیر بزنید.

فریب خوردگان استراتژی میانبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *