اگر یادتان باشد قبلاً راجع به کتابخانه بزرگ مدرسه ابتدایی صحبت کردم اتاقی بزرگ و روشن با کتاب‌های ارزشمند که فضای مناسبی برای کتاب خواندن دختربچه‌های ابتدایی بود.

سال پنجم، دوران ابتداییم تمام شد بنابراین به مدرسه دیگری نقل‌مکان کردم

آنجا بازهم مدرسه بزرگی بود و بازهم می‌شد در حیاط مدرسَه‌اش بیست پنج‌تا اتوبوس بزرگ مدرسه را جا داد به‌طوریکه وسطش لی‌لی بازی کرد.

اما یک نکته‌اش با مدرسه قبلی فرق داشت؛ اینکه کوچک‌ترین و نمورترین و تاریک‌ترین اتاق مدرسه را به کتابخانه اختصاص داده بودند.

وقتی وارد کتابخانه مدرسه راهنمایی می‌شدم؛ همه‌جا تاریک بود و احتمالاً چراغ نیم سوزش در اثر زیاد روشن و خاموش کردن  سوخته بود و مسئول کتابخانه‌ای هم وجود نداشت یا جایی رفته بود که عرب نی انداخته بود. سبد کتاب‌ها عموماً بی‌استفاده و بدردنخور بود و به‌سختی می‌شد از لابه‌لای کتاب‌ها، کتابی جذاب و قابل‌خواندن را پیدا کرد.

آن سال من فقط یک کتاب قرض گرفتم و خواندم.

سال‌ها بعد فهمیدم با تغییر سبد کتاب‌هایم و زمانی که با هوشیاری کامل به مطالعه اختصاص می‌دهم، مسیری پیش چشمانم باز می‌شود که ارزشی آن چند برابر از زمانی است که به مطالعه اختصاص دادم. 

داستان بیشتر شبیه گلوله برفی است؛ شما هرچقدر کتاب بهتری بخوانید، لذت بیشتری می‌برید و بازهم بیشتر سراغ این مآمن امن بازمی‌گردید، اما شاید به من بگویید من زیاد وقت ندارم. 

بیایید به داستان من و مدرسه‌ام بازگردیم.

واقعیت این است که زمان ما همان مدرسه بزرگیست که بیست پنج‌تا اتوبوس درونش جا می‌شود( کارهای مهم ما) وهمه ما لی‌لی‌کنان وسطش زمانی آزاد برای خودمان داریم، پس برای اختصاص زمانی برای مطالعه فرق قابل‌توجهی نداریم.

اما اگر تصمیم بگیریم زمانی نمور و تاریک و پر از خستگی را به کتاب خواندن اختصاص بدهیم، درنهایت هیچ بازدهی نداریم و به‌زودی علاقه خود را به خواندن کتاب از دست می‌دهیم و احتمالاً بهانه می‌آوریم  “سر من خیلی شلوغ است و وقت کتاب خواندن ندارم”

اما بعضی تصمیم می‌گیریم بهترین زمان‌هایمان را به مطالعه اختصاص بدهیم و بهترین سبد کتاب‌ها را  برای مطالعه پیدا کنیم تا بهینه‌ترین بازده را داشته باشیم

بهتر است بهینه‌ترین انتخاب را داشته باشیم.

خوشحال می‌شوم بهترین انتخاب‌هایتان را به اشتراک بگذارید.

اگر دوست داشتید مطلب زیر را مطالعه کنید:

در ملاقات با نویسنده محبوبتان چگونه میگذرد

یک دیدگاه 2 دیدگاه

  1. بدون تردید مطالعه یکی از مهمترین روشهایی است که ذهن انسان را در حالت هشیاری نگه داشته و ما را در راستای بهبود فردی و شخصیتی رشد می‌دهد.
    در این میان، سبد کتاب هایی که برای خود تهیه می‌کنیم متنوع خواهد بود. به نظر من نباید فقط از یک سری مباحث استفاده کرد. باید با رویی گشاده و دست و دلی باز انواع کتاب ها را خواند. این کار باعث تنوع در خواندن می شود و از یکنواختی و خستگی نیز جلوگیری می کند منهای تمام ارزش هایی که از کتاب های مختلف به دست می آوریم.
    موفق باشید

    1. سلام آقای معاشرتی
      دقیقا با شما موافقم که سبد کتاب باید متنوع باشد، اما بهتر هست دقت کنیم، بخاطر کمبود وقتی که در این روز ها داریم، چقدر از این کتاب ها را کتاب های زرد ( بسیار پر فروش اما بی محتوا) پوشش میدهند درسته که از هر کتابی حتی کتاب زرد هم میشود یاد گرفت و حتی بعضی اوقات من خواندنش را هم توصیه میکند مثلا (۲% از کل زمان کتاب خوانی)، اما چه بهتر که زمانمان را صرف بهترینها کنیم.
      شاد و پیروز باشید.

      پانیذ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *