سال ها پیش گروهی از دانشجویان که ازنظر عقلی، ویژگی جسمی و روان‌شناختی در شرایط عالی بودند،در آزمایش زندان استنفورد مشارکت کردند.

این ازمایش از مشهورترین آزمایش‌های روان‌شناختی است که نشان می‌دهد چطور هویت جمعی و ویژگی‌های شغلی بر رفتار و افکار تأثیر می‌گذارد.

در این آزمایش عده‌ای  به‌عنوان زندانی وعده‌ای به‌عنوان زندانبان به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و به مدت شش روز در زندانی شبیه سازی شده قرار گرفتند.

پس از انجام آزمایش افراد دست از ویژگی شخصیتی قبلی خود کشیدند و ویژگی جمعی (شغلی) که جدیداً با آن روبه‌رو شده بودند را پذیرفتند و  دانشجویانی عادی پس از شش روز همانند زندانی یا زندانبان رفتار می کردند.

در واقع هویت اجتماعی جدیدشان برایشان مرز جدید شخصیتی تعریف میکرد.

 شرایط مشابه را چه زمانی دیده‌ایم ؟

اغلب  اگر از کشوری به کشور دیگر مهاجرت کنیم؛ پس از مدتی الگوی فکری شخصیمان را تغییر می‌دهیم و تابع قوانین اجتماعی محیط جدیدی می‌شویم که تا چند وقت پیش هیچ‌گاه آن را رعایت نمی‌کردیم، درواقع احساس تعلق را با رعایت این قوانین گره‌خورده می‌بینیم.

این نوع فکر کردن حتی در مورد سازمان‌ها و سیستم های کوچک‌تر هم صدق می‌کند.

ما بارها دیدیم الگوی فکری که سازمان را نشان می‌دهد باعث می‌شود که حتی اگر بارها فردی را تعویض کنید، فرد پس از مدتی تابع قوانین نانوشته سیستم شود

در واقع هویت اجتماعی به‌سادگی می‌تواند  مرزهای خوبی و بدی را جابه‌جا کند.

 

حالا چگونه می‌توانیم تأثیرگذاری هویت اجتماعی را مثبت‌تر کنیم ؟

با قهرمان سازی‌های کوچک در زندگی

ما در طول زندگی‌مان همواره سه‌راه داریم:

یک ) راهی را انتخاب کنیم که شرور جلوه کنیم

دو ) راهی را انتخاب کنیم که منفعل باشیم و به‌صورت غیرمستقیم شرور باشیم.

سه) راهی را انتخاب کنیم که بر شرایط و منافع بهتر محیطی که در آن زندگی می‌کنیم تاثیر گذار باشد.

در این حالت ما قهرمان‌های کوچک و تاثیرگذار زندگی هستیم و حس مثبتی که از این هویت اجتماعی می‌گیریم، به اعتمادبه‌نفس و بهبود شرایط عمومی‌مان منجر می‌شود.

 

درواقع ما برندگان برد- برد مسابقه زندگی هستیم.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *