وقتی خشمگین هستیم، می‌خواهیم دیوار را خورد کنیم، به آسمان و زمین بد و بیراه بگوییم و بقیه را سرزنش کنیم.

اما خشم دقیقا یک نشانه است. یک نشانه برای آنکه دست به عمل بزنیم. خانم جولیا کامرون در کتاب راه هنرمند می‌گوید: «این خشم است که به ما می‌گوید، نمی‌توانیم با شیوه قدیمی زندگیمان کنار بیاییم و شیوه کهنه و فرسوده قبلی دارد میمیرد و این درد؛ درد زاییده شدن است.

خشم سوختی است که ما را به سوی زندگی تازه‌مان سوق می‌دهد.

خشم ابزار است و نه ارباب .

و منظور خشم این است که به شیوه درستی از آن سود جوییم.

خشم ابزاری است که به ما می‌گوید چه وقت به خود خیانت کرده‌ایم. خشم دعوت به عمل نیست، خود عمل است. »

این خشم به شما نشان می‌دهد که باید شرایط جدیدی را خلق کنید تا وضعیت خودتان را بهبود دهید.

هنگامیکه قصد دارید رشد کنید، نگاه شما به منابع در دسترس تان در اقدام عملی بعدی شما تاثیرگذار است.

اگر شما رشدتان را صرفا وابسته به یک منبع یا داشته بدانید، دیری نمیگذرد که دارایی تان شما را تحت کنترل قرار میدهد و شما هرچه بیشتر برای حفظ داشته هایتان تلاش میکنید و آسیب پذیرتر از پیش می‌شوید و در تلاش برای بقا، توانایی ذهنی برای خلق شرایط جدید را از دست می‌دهید، اینگونه است که خشم به سراغ شما می آید و شما را تحت کنترل در می آورد و شما به این نتیجه میرسید که برای بهتر شدن تنها الماستان برایتان فایده ای ندارد و در نهایت خشمگین میشوید و پس از چند بار ناامیدی جای خشم را میگیرد.

آیا بهتر نیست متفاوت فکر کنیم؟

 و موفقیت و رشد ما به وابسته به چیزی است که ساخته می‌شود، نه چیزی که می‌آید بنابراین هر گونه رشد ما به گسترش سیستمی که در آن قرار گرفته ایم کمک میکند. 

در نهایت بهتر است در پایان به سوال های زیر پاسخ دهیم

در نگاهمان به منابع، منابعی را در نظر میگیریم که منافع سیستمی را که در آن قرار گرفتیم تامین کند یا تنها میخواهیم خودمان را نجات دهیم؟

 

یک دیدگاه 2 دیدگاه

  1. خیلی متن جالبی بود و هرگز همچیین دیدی نسبت به خشم نداشتم البته فکر کنم این جا تنها خشم نسبت به خودمون مورد بحث باشه وگرنه خشم نسبت به اطرافیان فکر نکنم شامل این موضوع بشه و دوست دارم نظرتونو راجع به خشم به اطرافیان و مخصوصا عزیزان بدونم من به شخصه حس می کنم به نحوی وقتی انسان عزیزشو می بینه که نیاز به تغییر داره ولی کاری نمی کنه دوست داشتنش در غالب خشم و ناراحتی خودشو نشون می ده
    با تشکر از متن زیباتون

    سایه
    1. سلام سایه
      خیلی خوشحالم که دید جدیدی پیدا کردی.
      در مورد خشم نسبت محیط اطراف؛ من همیشه سعی میکنم ان را به دو دسته تقسیم کنم، قسمتی که بر آن کنترل دارم و قسمتی که هیچ کنترلی بر آن ندارم.
      بنابراین سعی میکنم نسبت به مسائلی که کنترلی بر آن ندارم، خشمگین نشوم.
      در این حالت هم تلاش میکنم شرایط جدیدی را خلق کنم که اطرافیان خودشان به نتیجه تغییر برسند
      و این واقعیت را قبول کردم که بسیاری از چیزها بخصوص طرز فکر و زندگی و عادات اطرافیانم دست من نیست و
      من در خوشبینانه ترین حالت اگر نیاز به تغییر ببینم، تنها میتوانم راهنمایی کنم یا شرایط مناسبی را فراهم کنم.
      اصطلاحی هست جوجه خودش به وقتش از تخم مرغ بیرون میاد.

      پانیذ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *