وقتی مرگ در میزند

نات: اسمت چیه ؟

مرگ: مرگ

نات: شوخیه دیگه؛ دوربین مخفیه نه؟

مرگ: مگه امروز هالویینه ؟ نکنه امروز هالووینه ؟

نات: نه، ولی من واقعا امادگیش را ندارم..[۱]

این چند روز که در توییتر مرگ و داستان‌های آشنایی با آن ترند شده، بخاطر همین شاید خواندن این نمایشنامه هم خالی از لطف نباشد، داستان شخصی که در انتظار مرگی ترسناک‌ بود، اما شخصی را در قامت مرگ دید که تقریباً هم‌شکل و هم‌اندازه خودش بود و با این اوصاف حتی توانست مرگ را هم گول بزند.

اما مرگ را مگر می‌شود گول زد؟

به گمانم در معدود مواردی و برای اندک افرادی، جست از مرگ مثل دنیای وودی آلنی ممکن می‌شود و در آن موارد وقتی مرگ یکدفعه و ناگهانی پشت در سبز شد، میشود با کلکی مثل قمار در بازی شطرنج گولش زد و از او مهلت گرفت؛ اما در اکثر موارد به صورت تدریجی یا آنی و به گفته خود مرگ (اگر می‌توانست حرف بزند)، به شکل وحشتناک‌ترین و غم‌انگیزترین چهره تصور شده؛ خودش را به ما نشان داده و می‌دهد.

[۱] برداشت از نمایشنامه death knocks اثر وودی آلن