وقتی تردید داریم چه کار کنیم؟

یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم کردم، تردید بوده، یعنی حتی زمانی که پنج دقیقه تا خط پایان هم فاصله داشتم گوشه از ذهنم همیشه این سؤال چراغ می‌زده که آیا واقعاً باید ادامه بدهم؟

شاید در بسیاری از موارد این تردید و این ژست شک داشتن از دور قشنگ به نظر بیاید، اما در واقعیت انرژی مازادی را از شخص مردد می‌گیرد.

همچنین فکر می‌کردم تنها من هستم که در انتخاب‌ها و ادامه مسیرم دچار شک میشوم و در ذهنم نقش بسته بود که یک فاکتور موفق بودن این است که همیشه نسبت به کار خودت مطمئن باشی و اکثر کسانی که به‌جایی رسیدند یک مسیری آسفالته را پیدا کردند و اگر مسیرشان کمی خاکی شده آنقدر به آن باور داشتند که حتی اگر ماشینشان هم چپ کرد بازهم همین راه را ادامه دادند و حتی چشمشان را هم نگردانند که مسیر دیگری را پیدا کنند.

و به این صورت بود که نسبت به تردید خودم هم تردید داشتم تا اینکه یاد گرفتم چطور این افکار را کنار بگذارم و نگاه جدیدی نسبت به هر چه که اتفاق می‌افتد داشته باشم.

چند روز پیش یکی از دوستانم از من پرسید که آیا نسبت به مسیری که به‌عنوان یک مهندس رفتی معتقدی ؟

بعد از چند ثانیه بهت و گیجی به این فکر رسیدم که در اکثر موارد مسیری را از روی خرد انتخاب نکردم و تنها سعی کردم مسیرهای مختلف را امتحان کنم و پس از شروع نسبت به مسیرم مطمئن شوم یا آن را رها کنم. در واقع خرد را بیشتر راجع به شخصی میان‌سال میدانم که بعدازاینکه چند بار زندگی‌اش بالا و پایین داشته و از مسیری که امنیت آن تضمین‌شده بوده؛ خارج‌شده، حالا می‌تواند الگوهایی را ببیند که بتواند با افتخار سرش را بلند کند بگوید بله من نسبت به مسیری که انتخاب می‌کنم مطمئن هستم .

( خرد را پیش زمینه‌ای از اعتقاد میدانم چون باخرد می‌شود به اعتقادی رسید که نسبت به آن پایبند بود)

ولی آنچه به آن معتقدم این است که زندگی هرروزش شبیه یک بازی است و این نکته را به من یادآوری می‌کند که هرروز لازم هست که حاضر شوم تا چالشی که ایجادشده را بازی کنم و بعد از بازی صرف‌نظر از هر دستاوردی نتایجم را بنویسم.

چون بعد از همه این بازی‌ها شخص دیگری بیرون آمده کسی که حداقل دستاوردش این است که می‌تواند الگوها موفق شدن و بهتر شدن را با نگاه ریزبینانه تری ببیند و درنهایت در مسیر رشد کردن قرار بگیرد.

و در تمامی این مسیر تنها این نوشته را به خاطر خودم میسپارم.

گیج‌کننده‌ترین اقدامی که می‌توانیم انجام دهیم این است که بکوشیم قلبمان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند یک دروغ بزرگ است.

شنون آدلر

.

2 دیدگاه On وقتی تردید داریم چه کار کنیم؟

  • چقدر خوب اشاره کردی احساس میکنم این پاراگراف در کتاب جز از کل شبیه به نوشتت هست

    “تصور میکنم روز داوری به اتاق سفید صدایم میکنند که صندلی چوبی ناراحتی دارد رویش مینشینم و از روی اضطراب سرجایم وول میخورم بعد پروردگار سراغم را میگیرد و میگوید برایم مهم نیست چه کارهای خوب و بدی کردی برایم مهم نیست که به من اعتقاد داشتی یانه و برایم مهم نیست که به سخاوتمندان پول دادی یا نه ولی شرح دقیقه به دقیقه تو در زندگی این است.

    ۹ صبح بیدار شد
    ۹٫۰۱ روی تخت خیره به سقف

    ۹٫۱۵ بالش را دولا کرد تا پنچره را نگاه کند

    ۹٫۱۹ نشسته روی تحت خیره به پنجره

    بعد خداوند میگوید زندگی هدیه ای بود که ارزانی ات کردم ولی تو به خود زحمت ندادی که کاغذش را باز کنی و بعد هلاکم میکند”

جوابی بنویسید:

آدرس ایمیل شما به صورت عمومی منتشر نخواهد شد.