مهندسین برق از اصطلاحی به نام بایاس برای جهت دهی به جریان الکتریکی در مدار استفاده می‌کنند، به این معنا که وقتی ولتاژ موردنظرمان را به مدار وصل می‌کنیم، جریان الکتریکی در راستای (جهت) مدنظر ما حرکت میکند یا به عبارتی مدار بایاس می‌شود.

در مثال قبل قصد داشتم مفهوم ضمنی کلمه بایاس را شرح دهم تا بتوانیم بهتر در طول نوشته باهم همراه شویم. دقت کنید ما در اکثر موارد تحت تاثیر بایاس ذهنی محیط خود و اطرافیانمان(ولتاژ) قرار می‌گیریم و تصمیم‌گیری (جریان) می‌کنیم.

نمونه ساده آن را این روزها که بحث جام جهانی داغ است، مشاهده می‌کنیم.

همه فوتبال دوستان دیده اند که موارد بسیاری پیش آمده  یک خطا سهوی بر روی بازیکن محبوب و موفق سبب می‌شود، بازیکن خاطی کارت زرد بگیرذ، اما یک خطا عمدی ( در حد کارت قرمز) یک بازیکن محبوب برروی بازیکنی ناشناخته ( بخصوص اگر از کشوری باشد که فوتبالش معروف نیست) به کارت زرد می‌رسد.

خب حقیقت این است، که ما کنار افراد و چیزهایی که به آن‌ها باور داریم هاله ای از مثبت نگری میچینیم و آن‌ها را بدون نقص میپنداریم و سپس هرگونه تصمیم و عمل ما در جهت تقویت همین تصور است.(بایاس مثبت)

و اگر از اشخاص و چیزهایی خوشمان نیاید (بدون هیچگونه شاخصی) هاله ای از منفی نگری دور آنها میچینیم و به هر صورت آن را تخریب می‌کنیم. (بایاس منفی)

شاید از خودتان بپرسید راه حل چیست ؟

اگر همراه من هستید باز هم یک داستان تعریف کنم.

چند وقت پیش شخصی سیاه پوستی وارد یکی از استار باکس های آمریکا شد و قصد داشت بدون خرید از دستشویی آنجا استفاده کند و خب مسئول سفید پوست آنجا همچین اجازه ای را نداد.

اما سیاه پوست داستان ما از خودش پرسید اگر من سفید بودم هم همینطور بود؟ ( و از نظر او نبود)

بنابراین به مسئولان ارشد استارباکس اعتراض کرده و جمعیت سیاه پوستان را به تحریم استارباکس وا داشت. چرا ؟

چون هنوز هم به نظرش نسبت به سیاهان بایاس منفی وجود دارد.

و خب استار باکس مجبور شد، برای حفظ کسب و کارش یک سیاست شفاف اتخاذ کند، در این سیاست همه بدون خرید می‌توانند از دستشویی استفاده کنند.

 

پس از چندین داستان چند راه حل برای این خطا به نظرم می‌رسد:

  1. شفاف سازی در حالات ابهام
  2. تعیین شاخص و معیار
  3. و هر از چندی بنگریم، چه باورهایی را بصورت باورهایی مسلم در ذهن خودمان درآوردیم و سپس نقص آنهارا بیابیم.

 

اگر راه حل دیگری به ذهنتان رسید خوشحال میشوم در میان بگذارید

یک دیدگاه 2 دیدگاه

  1. روایت ما از هر رفتاری تعیین کننده ی رفتار ما خواهد بود. تعارض موضوعی است که در تئوری انتخاب برای حل آن زبان جدیدی مطرح شده است.
    از دیدگاه تئوری انتخاب تعارض در چهار حالت زیر اتفاق می افتد:
    – من مي‌خواهم شما را مجبور به كاري كنم كه شما دوست نداريد آن را انجام دهيد.
    – شما مي‌خواهيد مرا مجبور كنيد كه كاري را كه دوست ندارم، انجام دهم.
    – ما هر دو مي‌خواهيم يكديگر را مجبور به انجام كاري كنيم كه هيچ يك دوست نداريم.
    – فرد خود را مجبور به انجام كاري مي‌كند كه واقعا دوست ندارد.

    تئوری انتخاب هفت رفتارِ پیوند دهنده را برای حل تعارض پیشنهاد می دهد که باید با کمک از آنها تعارض را حل کرد:
    گوش دادن
    حمايت كردن
    تشويق كردن
    احترام و منزلت
    اعتماد
    پذيرش
    گفتگو

    حال اگر در موقعیت تعارض ما روایت خود را انتخاب کنیم در پی آن رفتار خود را نیز می توانیم انتخاب کنیم.

    1. سلام آفای شریفی
      بسیار دقیق اشاره کردید
      با تغییر کلمات که مهم ترین ابزار فکر کردن است، میتوان از سوگیری نابجا که متجر به تعارض میشود جلوگیری کرد که در کامنت شما به طور کامل توضیح داده شده.

      پانیذ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *